شعر کردی - په ژاره ی نه ره سین ( اندوه نرسیدن )- علیرضا خانی
ئه ی ده روه چه
چه وه ری که سی نییه
چه وه یلی
پاوه ن دیاری وان و
ئه سره یلی
کوره گلاله یل نادیاری زمسانن
ئه ی ده روه چه
چه وه ری که سی نییه
ده سه یلی
په ل وه چه یل هشک
سه رماوه زن و
پایلی سونه یل نه رمیاگ
هه ر مالی
هه ر قه لبی
ئه ی ده روه چه
چه وه ری که سی نییه
ئیوارگانی
مه ترووزه له په ژاره ی نه ره سین و
شوه کیان چول هولی
بی زگ هاتن که ی.
هر چند بر این باورم که شعر را نمی توان با قطعیت و تمام و کمال ترجمه کرد و آن هم به این دلیل که بایستی از صافی زبان دیگر آن را عبور داد و در این گیر و دار آن زنجیره ی احساس و لطافت از هم گسیخته خواهد شد ولی چون بعضی از دوستان فارس ما که کردی بلد نیستند توصیه کردند برای آشنایی آنها با اشعار کردی امرشان را اطاعت و اشعار را ترجمه ی فارسی می کنم. باشد که مورد پسند واقع گردد.
ترجمه شعر بالا:
این پنجره*
منتظر کسی نیست
چشمانش
زنجیر بادند و
اشک هایش
باریکه جوی های زمستان
این پنجره
منتظر کسی نیست
دست هایش
شاخه های خشک دی ماهند و
پاهایش
ستون های تخریب نشده ی
هر خانه ای
هر قلبی
این پنجره
منتظر کسی نیست
غروب هایش
پراز اندوه نرسیدن و
صبحگاهانش
ویار آمدن دارد.
ترجمه ی واژه های کلیدی:
*ده روه چ=پنجره در کوچک را نیز می گویند/ چه وه ری= منتظر/ پاوه ن=زنجیر /گلال=رودخانه /نادیاری=پنهان ، دور از چشم اهالی ،ناشناس/ئه سر= اشک/ په ل وه چ=شاخه ی کوچکی که تازه جوانه زده باشد/نه رمیاگ=تخریب نشده/ئیواره=غروب/ شوه کی=صبح/په ژاره=اندوه/مه ترووز=لبریز/نه ره سین=نرسیدن/چول هول = خالی/هاتن= آمدن.