هه ر  روژ

له  سه ر  لا په ره ی سوری  دلته نگی

وه  دو  به یت  فرمیسک

یادی  ریبواری  ریگای  رزگاری  بکه و

وه  ئه لماسی  دیده ت

پینو سه که ت  تیژ  که

 

با اجازه ی مترجمین محترم برای دوستانی که امر کرده بودند ترجمه می کنم. هر چند بر این باورم که شعر را نمی توان با قطعیت و تمام و کمال  ترجمه کرد و آن هم به این دلیل که بایستی از صافی زبان دیگر آن را عبور داد و در این گیر و دار آن زنجیره ی احساس و لطافت از هم گسیخته خواهد شد ولی چون بعضی از دوستان فارس ما که کردی بلد نیستند توصیه کردند برای آشنایی آنها با اشعار کردی  امرشان را اطاعت و اشعار را ترجمه ی فارسی می کنم.باشد که مورد پسند واقع گردد.

ترجمه:

هر روز

بر سردفتر سرخ دلتنگی

با دو بیت اشک

یاد رهرو راه آزادی کن و

با الماس دیده ات

قلمت را تیز کن